X
تبلیغات
من + تو =ما

من + تو =ما

سه نقطه...

عشقه من عااااااااااااااااشقتم

سلام

سلام به رامینم به زندگیم

سلام به دفتر خاطراتمون

حیف که اینترنتمون خرابه وگرنه مثله اون موقع ها باز میومدم

اخه میدونی من یه رامین بیشتر ندارم که

یادش بخیر اون روزا واقعا هم یادش بخیر

یعنی اینم بگم روزی نیست که خاطره ی اون روزا یک روز از ذهنم رد

نشه هر روز مرور میکنم

واینکه من رامینمو بیشتر از موقع ها دوستش دارمو نفسم به

نفسش و جونم به جونش بسته ست

خدا مراقبه عشقم  و عشقمون باش تا هر روز بهتر بشه

واینکه از چشمه بد عشقمونو حفظ کن و نزار حسودا به عشقمون

لطمه بزنن و خوشحال بشن

رامینم بوس بوووووووووووس

بووووووووووووووس البته ابدار هاااااااااااااااااااا

و در اخر دوست دارم بی نهایت تا قیامت

 

دستت درد نکنه که باز اومدی نوشتی

من که متاسفانه شرمنده ام

خیلی ممنون که می نویسی////

امروز روز بدی بود برام 

امروز روز مهمی بود

 امروز منو تنا گذاشتس

امروز داشتم می ترکیدم وقتی که بعضی ها رو می دیدم که با دسته گل این ور و اون ور می ورن .......

اره امروز روز زن بود....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 21:48  توسط من و اون  | 

؟

 

؟

گوگول طلا این علامت سوال اخه یعنی چی

دلت نمیاد بنویسی هااااا

میکشمت وایسا

اینجا بوی جونیمونو میده

اووووو اون خیلی وقت پیشا

یادش بخیر دلم واسه اون روزا

خیلی تنگه شده خیلی خیلی

 

یادشم برام شیرینه

 

وقتی دارم مینویسم اون روزا مثله فیلم از جلوی چشمام رد میشه

مثله اون روزا و این روزا دوست دارم


منم دوست دارم هم تورو هم وبمونو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1391ساعت 4:48  توسط من و اون  | 

13مهر متاهلی

سلام

امروز ۱۳مهره امسالی یه فرقی با سالای دیگه داره....

اون فرقش که بماند رامینم هم اینجا نیومده ...

یادش رفته....

اومدم بگم که ۱۳مهرمون تبریک تبریک.....

یه حرفایی دارما ولی نمیخوام خرابش کنم بزار بمونه اون حرفا ...

به باره دیگه تبریک رامین جونم مثله اون سالا بازم میگم

 دوست دارم عزیزم

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 0:32  توسط من و اون  | 

دوره جدید از زندگی/ما...

 بسمه تعالی

خدارو شکر که اخرش نه اولش که خوب شد.......

به یاده مشهد...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 3:14  توسط من و اون  | 

و اما..............91

خدایا :

رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افکن

 

سلام

خوووووووووووووووووووووووووووووووووبی عزیزم 

الهی که رام بیش مرگت بشه

خیلی دلم برا اینجا تنگ شده بود

انتظار داشتم اومدم اینجا با نوشته هات مواجع می شم که این  طوری نبود

نمی دونم چی بنویسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 2:19  توسط من و اون  | 

جنجال.....

 

سلام

نمی دونم اسمی که انخاب کردیم برا این پست مناسب هس یا نه

ولی یکمی فکر می کنم دارم به این می رسم که شاید ما داریم ماجرا رو زیادی بزرگ می کنیم

مگه خدا با ما نیست مگه قوربونش برم امام رضا  هوامونو نداره ؟

خدایا اول تو.............

کمکمون کن.../././././..//

یا ضامن اهو تو هم می خوام مس همیشه هوامونو داشته باشی

قول می دم تو اولین فرصت یا بهتر بگم  اسفند ماه  بد این که انشاا.. این ماجرا تموم شد

دست سمی جونمو بگیرم بیایم حرمت برا دست بوسی 

خدایا خوب می دونی چی می گذره تو این دلم

کمک کن....

من که تو ززندگی شانسی نداشتم  ولی الان بزگترین شانس زندگیم عشق منه  سمی جونمه

یه کاری کن به خیر خوبی این وصلت جوش بخوره

اینم می دونم  به بزرگی خودت هم قسم  خیلی ها مخالف می شن چه اون ور یا جه این وریا

ولی اینم خوب می دونم کاری با اسم خدا شروع می شه  سختی هم داشته باشه خوبه اخرش

 

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید

جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست

هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست

 

پس خدایا به تو توکل می کنیم هوامونو داشته باش

 

خوب سمی خانم  نه دیگه باید بگیم عروس خانم

می خوام اول به مامانو ننه بگم اونا به دایت این جوری فکر کنم راحت ترم هرچی باشه با دایت رودروایسی دارم

بد  خودم بهش می گم

ولی من می خواستم اول بیام به مامانت بگم بد این اجازه گرفتم بیام به اینا بگم

متنشم باید شما زحمت بکشی

سمی جونم خودتو اماده کن دیگه

اون هدبندم یادت نره-۰۰(یا ابلفضل.......

 

 

 سمی جونم

 خیلی دوست دارماااااااااااااااااااااا************

 

 

 


 

 

سلام

امروز سالروزه ازدواجه حضرت علی و حضرت فاطمه رو تبریک میگم

 

 

من شرمندتم....

 

 


 

عیدت مبارک و کباب هاااا نوووووووووووووشه جان

 

 .

.

.

.

.

.

قوربونت برم هیچ وقت اینجا یادت نره بهم قول بده .

 

من یادم بره فعلا که شما دیر دیر میای

سالای پیش میومدیم اینجا...

امروز عاشورای سال۹۰ ساعت۵/۱۲

همه رفتن من تنهام ........

اره اینم از امسال

(یا حسین)

.

.

.

..........................................

بله  اخرین بار عاشورا نوشتم و بازم خودم

عیبی نداره

امروز شهادت امام رضاست الهی قربونش برررم

 تلویزیون همش مشهدو نشون میده

قربونه اون گنبده طلات

دلم بد جور هوای حرمتو کرده

...

 

 

بد

بد

بددددددددد

بدددددددددددددددد

بد

بد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 7:9  توسط من و اون  | 

جنجال.....

 

سلام

نمی دونم اسمی که انخاب کردیم برا این پست مناسب هس یا نه

ولی یکمی فکر می کنم دارم به این می رسم که شاید ما داریم ماجرا رو زیادی بزرگ می کنیم

مگه خدا با ما نیست مگه قوربونش برم امام رضا  هوامونو نداره ؟

خدایا اول تو.............

کمکمون کن.../././././..//

یا ضامن اهو تو هم می خوام مس همیشه هوامونو داشته باشی

قول می دم تو اولین فرصت یا بهتر بگم  اسفند ماه  بد این که انشاا.. این ماجرا تموم شد

دست سمی جونمو بگیرم بیایم حرمت برا دست بوسی 

خدایا خوب می دونی چی می گذره تو این دلم

کمک کن....

من که تو ززندگی شانسی نداشتم  ولی الان بزگترین شانس زندگیم عشق منه  سمی جونمه

یه کاری کن به خیر خوبی این وصلت جوش بخوره

اینم می دونم  به بزرگی خودت هم قسم  خیلی ها مخالف می شن چه اون ور یا جه این وریا

ولی اینم خوب می دونم کاری با اسم خدا شروع می شه  سختی هم داشته باشه خوبه اخرش

 

پس خدایا به تو توکل می کنیم هوامونو داشته باش

 

خوب سمی خانم  نه دیگه باید بگیم عروس خانم

می خوام اول به مامانو ننه بگم اونا به دایت این جوری فکر کنم راحت ترم هرچی باشه با دایت رودروایسی دارم

بد  خودم بهش می گم

ولی من می خواستم اول بیام به مامانت بگم بد این اجازه گرفتم بیام به اینا بگم

متنشم باید شما زحمت بکشی

سمی جونم خودتو اماده کن دیگه

اون هدبندم یادت نره-۰۰(یا ابلفضل.......

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 7:5  توسط من و اون  | 

13مهر 90 (سالگرد شنایی4.....

 

سلام..........

*********************************

             *********************

                   **************

                         *******

تبریک     تبریک    تبریک

             به تو به خودم تبریک****

*-***-*-*-*--*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

-*-*-*-*-*-+۹*-+*-*++۹-*+۹+۹+۹*-۵۴۶۹-۹+۸*-+۹۵++---*++۸۹-*۹

۹۸+۹*-+**۷*/*-*-*--*********---*/+-*++۹۸۹+*-+-****************-

یه جمله از خودت

خوشحالم که یک سال کنارت بودم و کنارم بودی...

این جمه توبود

وجمله منم

خوشحلم که دو سال کنارت بودم و کنارم بودی.......

   

                                                   وخواهی بود

 اینا مال قبلی بود

واما امسال......

 

مهربان ترینم وقتی تو با منی ٬ سرود و شادی با من است

در ضمیرم نقش تو را بر قلبم حکاکی کردم و هر لحظه دلم به یاد تو میتپد

در قلب من آفتاب تابان باش . سالروز ااشناییمون را عاشقانه تبریک میگویم

.

با تو بودن برايم بهترين لحظات زندگي است
ومن وجود پر مهر و سرشار از عشق تو
را در كاشانه قلبم به وضوح ميبينم
ومي دانم با تو ميشود به خدا رسيد
سالگرد اشنایمون مبارك بر هر دومان...

 

بر من مباد بي توماندن بي توبودن بي تو خفتن بي تو رفتن


سلام عزیزه دلم

گفتم نمیام ولی مگه میشه رواله هر سالو

 خراب کرد نه نه نه

جوجو طلایی من /منم این روزو بهت تبریک میگم

امیدوارم امسال یه ساله خوب برای هردومون باشه

منظورم با عشقه عمیق تر

الهی دورت بگردم من

خیلی ممنونم که اومدی اینجا نوشتی


 جوجو طلایی

  درگوشتو بیار

اوردی

میخوام بهت یه چیزی بگم

اونم چی یواشکی

بگم

 

 

بگم

 

 

دوست دارم نفسم

بازم تبریک میگم به خودمون

راستی بزار تو وبم بنویسم که قراره هر سال این موقع

یه دونه سیب بخوریم

این یادمون نره یعنی یادمون باشه

و یه چیزه دیگه

خدایا حواست به ما باشه اگه تو نباشی ....


میلاد اونی بود که خیلی هوامونو داره 

 ولی

کی اومد اینجا کی نیومد؟

من شرمنده ام اقا.........

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

تبریک .....................

سمی خانم تو که دختر خوبی بودی  دیگه این روزم یادت رفته

که بیایی اینجا بنویسی اره؟

خیلی بد شدیاااااااااااااااااااااااا

من همام ورز اومدم ولی به امام رضا قسم بلگفا سرویس نمی داد ورگرنه خیلی هم دلم پر بود  خیلی می خواستم بنویسم

معلوم چی کار می کنی ؟/////////////

 


 

———————
قشنگترین عشق ، نگاه خداوند بر بندگان است ، تو را به همان نگاه می سپارم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 0:55  توسط من و اون  | 

13مهر 90 (سالگرد شنایی4.....

 

سلام..........

تبریک     تبریک    تبریک

             به تو به خودم تبریک****

یه جمله از خودت

خوشحالم که یک سال کنارت بودم و کنارم بودی...

این جمه توبود

وجمله منم

خوشحلم که دو سال کنارت بودم و کنارم بودی.......

   

                                                   وخواهی بود

 اینا مال قبلی بود

واما امسال......

 

مهربان ترینم وقتی تو با منی ٬ سرود و شادی با من است

در ضمیرم نقش تو را بر قلبم حکاکی کردم و هر لحظه دلم به یاد تو میتپد

در قلب من آفتاب تابان باش . سالروز ااشناییمون را عاشقانه تبریک میگویم

.

با تو بودن برايم بهترين لحظات زندگي است
ومن وجود پر مهر و سرشار از عشق تو
را در كاشانه قلبم به وضوح ميبينم
ومي دانم با تو ميشود به خدا رسيد
سالگرد اشنایمون مبارك بر هر دومان...

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 0:52  توسط من و اون  | 

دانشگاه........

.

 

سلام....

دانشگاه

دارم فکر می کنم که از کجا شروع کنم

اهاااااااااااااااااااااااان

رشته قبولیت تا حدودی مورد قبول منه

ولی با حرفایی که اون روز در مورد راهش گفتی نگران شدم دلم هزار راه رفت

به صراحت گفتم که نمی خوام بری همین نمی ری

اگه واقعا حرف من برات مهم و با ارزش بود باید بی خیال دانشگاه می شد ی

ولی چی کردی حتی موقع رفتنت به دانشگاه و خیلی چیزای دیگه رو بهم نمی گفتی تا اینکه کارات تموم می شد و من از کارات با خبر می کردی

اخه قوربونت برم اینا یعنی چی

؟/؟/////

یعنی حرفای من برات مهمه؟

یا چی؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم چی مشکلی داری با رفتنو نرفتنت به دانشگاه می خوای نرفتنتو یه جورایی به من ربط بدی

اگه یادت باشه گفتم دیگه به من ربطی نداره

اره به من ربطی نداره

بهم اس دادی که خبری دارم برات

در مورد دانشگاه

من الانم می گم احساس می کنم که ثبت نام کرده بودی

ازم برسیدی ثبت نام کردم خوشحال نشدی ؟؟؟؟/

بایدم می گفتم نه

بدون حالا مشورت هم بخوره تو سر من رفته باشیو ثبت نام کنی و بدش بر گردی بهم بگی

ثبت نام کردماااااااااا خوشحال نشدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بد اینکه فهمیدی من خوشحال نشدم

به گردن ممن انداختی

حتی یادمه گفتی دیگه به خاطر تو هم که شده دیکه نمی رم

ولی من بازم می گم

دزسته که من مخالف رفتنت بودم بد اینکه گفتی راهش و..............

و مهمتر از همه بد اینکه به حرفای من بی توجهی کردی

بی توجه که نه اصلا به حساب نیاوردی

حرف اخرمو بگم به من ربطی نداره

این ماجرای خوبی بود تا بفهمم کجای زندگیتم نه تنها خودم بلکه حرفام هم ................

موندم یه بار اس دادی که

البته منظورت این بود که همیچین ماجرای به ما (من وتو)نمی تونه لطمه ای بزنه

------------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز برام اس دادی که دیدی این روزا وقت منو نداری

ولی تورو خدا وقتی زنگ زدم بهت به جز سلام و خوبی و.... جمله ای دیگه هم گفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا منم بگم این روزا من ازت سردی می بینم سرماشو حس می کنم

کجاست اونی که به خاطر نوشته های من از بس بی تابی می کرد که صبح نشده جواباش می نوشت

ولی الان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

اگرچه روز من و روزگار می گذرد

دلم خوش است که با یاد تو می گذرد

چه قدر خاطره انگیز و شاد رویایی است

قطار عمر که در انتظار می گذرد . . .

 

 

-راستی جا داره اینجاهم روزتو بهت تبریک بگم


اگرچه از تو دور هستم اما تو را در قلب خویش حس میکنم

حتی نزدیکتر از آن دو عاشقی که در آغوش هم هستند . . .

 

من که دوس نداشتم دیگه این بارم روز دخترو بهت تبریک بگم

منظورم اینکه به جای دختره روز زن برات می گرفتم ولی حیف که به گفته خودتم سربازی باید تموم بشه

اینم بگم بد جوری منو با اس امروزت ریختی بهم مطمینم که فردا بیدار شدم همه اینارو بی خیال می شم

منظورم ناراحتی هاست

قوربونت برم خیلی دوست دارم

 چیزیم نیست ، خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم ، فقط همین / از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشم های تو گیرم ، فقط همین .
 

 

 

 

این روزها خیلی دلم تنگ می شود...
دلم برای گریه های بی دلیل تنگ می شود.
دلم برای خنده های از ته دل تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های دلتنگی ام تنگ می شود.
دلم برای کودکانه ترین لحظه های شاد زندگی ام تنگ می شود.
دلم برای همه لحظه های بارانی سکوت و دعا تنگ می شود.
دلم برای همه چیزهای خوب خدا تنگ می شود.
این روزها خیلی دلم برای خدا تنگ می شود...

 


 هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی هست

دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است . . .

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:38  توسط من و اون  |